عشق اول جاودانى است

 

معشوقم ٣٧  ساله بود, زمانيکه من با اودرسال ١٩٦٠ ميلادى درکابل آ شنا شدم. نام اش ليسه شاهي عالى نجات بود٠وى دربا غ علم گنج بادرختان سايه افگن درکنار درياى کابل واقع بود. درهنگام آشناهى عشقم مديراش  داماد اعليحضرت امان اله خان بود.

 هرپگاه دروازه اش افتخارانه بازمى شد تا جنابعالى حميداله عنايت سراج با موترسنگبقه اى خاکيرنگ فولکس خود درليسه داخل شود.

دراين آموزشگاه عالى که درآن قانون٫ نظم واصول حکمفرما بود٫ سالانه شاگردان صنوف نهائىاش به مناسبت جشن فارغ تحصيلى خود تياترازدرامه هاى آلمانى اجراء مي کردند. مظامين الجبرى و طبعى درصدر نصاب آموزشى دانشهای سيانس قرارداشت٠

 آزمايشها وتطبيقات نظرى وعملى بصورت اجبارى شامل  دروس فزيک ٫ کميا وبيولوژى بودند که اين آزمونها درصنوف بالائى اين دانشستان درمقايسه بابسيارىازليسه هاىعالى درآلمان پيشرفته تربودند.

 آيامعجزه درکاربود که فارغ تحصيلان اين ليسه آلمانى زبان دوکتوران٫ انجينيرها پرکار و شخصيتهاى برجسته شوند؟

 سالون جديد کتاخانه اين ليسه بابرگذارى جلسات علمى وهنرى اش به يک فرهنگستان پايتخت کشور مبدل گشت که اهميت کلتورى آن در قلب آسيا بىنظيراست . درپهلوى تدريس زبان آلمانى ومضامين آموزشى, ورزش سومين پايه اساسى تعليم رامى ساخت. بسيارى ازورزشکارانيکه درمسابقات المپيک شرکت جستند آنهاى بودندکه در ورزشگاه اين ليسه تربيت بدنى ديدند.

 واما براى ما معلمين کدام سالون براى کانفرانس يعنى برگذارى جلسات استادان وجودنداشت. ما معلمين آلمانى که درآنزمان پنج نفربوديم جلسات خود را درهنگام تفريح بزرگ درزيردرخت توت دايرمى کرديم که آنجا يک درازچوکى قرارداشت

 باهمپايه هاى افغانى همکارى به گونه شايسته پيش مىرفت, سفرات سالانه علمى براى ما معلمين فراموش ناشدنى بوده , ولى تنها تفاوت مالى ميان ما معلمين ميتوانست اثرجداآميزى داشته باشد.

 ليسه امانى درجريان تاريخ خود مورد آشوبهاى شوم آميز پىدرپى قرارگرفت. در زمستان سال ١٩٦١ ميلادى برابربه سال ١٣٤٠ خورشيدى ساختمان مرکزى آن بکلى سوخت وازآن زيبااثر ديرزمانى به جزويرانه چيزديگرى باقى نماننده بود. ولى باوجودآن آموزش درصنوفى داده مىشد که عجالتاً سازماندهىشده بود.

 ده سال ازگذشت آن آتشسوزى ساختمان بزرگى که درنزديک ميدان هوائى موقعيت  دارد به اختياراين باشگاه شکومند معارف گذاشته شد. درپنجاهمين جشنواره اش به سال١٣٥٣ خورشيدى برابربه  سال ١٩٧٤ ميلادى ليسه نام دوران بنيادگذارى خود, يعنى ليسه امانى را دوباره دريافت نمود

 واين زمانيست که ٢٠٠٠ شاگرد توسط ٢٤ معلم به زبان آلمانى دررشته هاى پيشترنام گرفته شده آموزش مى ديدند. نوشتجات دررشته هاى نامبرده تااينزمان به چاپ رسيده بودند که واژه نامه اش تاامروزهم هنوز اعتبارسويه علمى دانشگاهى دارد. براى معلمين صنوف ابتدائى وثانوئى پيوسته کورسهاى بلندى درمضامين سيانس وطبعى دايرمىشد تاباشد که سويه تعليمي شاگردان اين دوره ها ازهمان زمان بالا رود. جايگاه اين مکتب همانند پلى بود که نه تنها جوانان راباهم پيوند داد٫ بلکه همبستگى بين فرهنگ دوکشور ايجاد کرد.

باوجودابرهاى تاريک درفضاىسياسى کشور اين ليسه بااجراى برنامه هاى ادبى ومسابقات درقرائت و دکلمه نظم ونثر آثارادبيات وبرگذارى نمايشگاه هاى هنرى ونمايش فلمها معلوماتى ازدوران درخشان خودحکايت ميکرد.

اين عصر شکوهمند  باانقلاب هفت ثور ١٣٥٧ خورشيدى برابربه ٢٨ اپريل سال ١٩٧٨ ميلادى متزلزل و متشنج شد. در ظهر همين روزپس از اولين انفجار درهنگام درس آوازشاگردى به طنين درآمد که گفت کودتاه  شده٫ عسکرى به قتل رسيده وخارجيها بايد به خانه هاى خود بروند. گفتار آخرى پسرک به واقعيت انجاميد وخارجيها مجبورشدند به وطن خود باز گشت  نمايند.

واقعات چون اشغال توسط روسها ٫جنگ داخلى يعنىاين همه درهم وبرهمى حتى حياط مکتب راآرام نگذاشته بود.

 

سال ١٩٩٧

 

درزمان طالبان ليسه متلاشى وخالى يک حالت وحشتناکى بخود گرفته بود . دانشستان ديگربه قبرستان اسلحه

فرسوده مبدل گشته بود. مى ترسيدم که ازنگاه آن به من سکته قلبى رخ نه دهد. باخودمىانديشيدم که آيا زمانى دراين مکان تدريس امکانپذيرخواهد بود؟

 معجزه شد. ازبرکت کمکهاىاتحاديه معاونت آلمانى صنوف تدريسى موقتى با بام آهنى ساختيم. براى شکافهاى پنجره ها ودرپچه هاى ويرانه اش پارچه هاى پلاستيکى تهيه کرديم تاازسردى جلوگيرى نمايد . درسال ١٩٩٩ پسرها دوباره به مکتب آمدند. ولىاين بار آنها بادستارهاى درازوتنبانهاى پهن خود روى تخته هاى سنگ فرشى سرد مى نشستند وتوسط اشخاص با چهره هاى لاغر و ريش دراز تدريس مىشدند که باوجود جوانى شان کهنسال معلوم مىشدند.

 درسال ٢٠٠٠  ميلادى  برابربه ١٣٧٩ خورشيدى درشهرآلمان به نام اوگن يم مارکگريفلرلند يک تعداد شخصيتهاى ايده آليست اتحاديه معاونت را براى ليسه عالىامانى درکابل تاسيس نمودند. دربهارهمين سال پولهاى اعانه را درکمرخودبستم کمرى که ازترس عرق پرشده بودوبلاخره بايک تکسى به طرف شهرى به راه افتادم که جزويرانه اى بيش نبود وزمانى پايتخت کشوربود.

 استقبال وخوشحالى ما غيرقابل تصوربودکه دوستان قديمىآلمانىهنوز دوستان افغانى خود را فراموش ننموده اند من با امواج کمکهاى متقابل افغانها چه درهنگام تبادله ونقل اسعاروچه درزمان خريدمواد غذائى گرديدم. مديرمکتب که به گروه طالبان تعلق داشت خودش شخصأ شبانه از انبارخرمن مانند اسعارافغانى حمايت مى کرد. خانمهاى چادريدار ازکاربرطرف شده راميددم که برنج٫آرد٫شکر وروغن رامانندجوايربه طرف خانه هاىخودنقل ميدادند. وانگار ميترسيدند که مواد اعطا شده ازايشان پس گرفته شود. روحيه شجاعانه خانم ايرينى سليمى همکاردرسفارت آلمان درکابل قابل قدردانىاست زيرا وى از تبديل شدن ليسه به يک مدرسه طالبانى جلوگيرى نمود. مضامين ساينس وطبعى بازماننددوران ماقبل باوجودعدم موادآموزشى تدريس مىشدوحتى دوساعت درهفته آموزش لسان آلمانى به نصاب تعليمى گنجانيده شد.

 

واقعأ درآلمان کارى دشواريست تا کتب درسى بدون تصويردريافت نمود که درآنهاازسينماهم ياد نشده باشد.  وزارت خارجه آلمان لطف نمود و درپهلوى کمک نقدى, مواد وکتب درسى را تا به شهرپشاورانتقال داد. همکاران مينپاک بسته هاى سنگين رابدون کنترول ازسرحد به خاک افغانستان داخل نمودند همان رساله هاى تدرسى که ازآن پيشترنام گرفتيم دراين شهر چاپ مجدد شده وازهمين طريق به کابل فرستاديم.

 درسومين بار سفرخويش درسال١٣٨٠ خورشيدى وسايل ورزشى وآموزشى با مواد کمياوى ازهمسايه شرقى افغانستان خريده وبا خود به کابل بردم٠ واما خودم موفق نشدم تا ابزار براى آموزش هندسه٫ فزيک وبيولوژى که درآلمان تهيه ديده شده بودند, به اين ليسه شخصأ توزيع کنم. چون اين وسايل اندکى قبل ازواقعه يازده ام سپتامبربعداز سفرطولانىاش توسط لارى به ليسه تحويل داده شده بود.

 درزمستان سال ٢٠٠١ /٢۰۰٢, اعانه دهنده گان اتحاديه معاونت براى ليسه عالىامانى درکابل ارسال دوبارکمک نقدى رابه کابل فراهم ساخت.

سپس عصر جديدى روى کار آمد. ليسه عالىامانى با سخاوت کشور فدرال آلمان بازسازى مىشود. بخاطر رستاخيزى آن معلمين آلمانى فرستاده و مواددرسى وکتابهاى آموزشى ازآلمان ارسال ميگردند.

 آيا اتحاديه معاونت براى ليسه عالىامانى درکابل هنوزهم ضرور است؟

البته که وظايف اين اتحاديه تغيرکرده و اتحاديه معاونت خود را براى پشستبانى به دو ليسه دخترانه درکابل ترويج داده است. دوستان افغانى مادرآينده منتظرکمک مىباشند.

 اميداست که ليسه عالىامانى درآينده هم مانند گذشته شاه ستون پل فرهنگى بين افغانستان وآلما ن همچنان استوار بمانند

 دکتوردتلف ميير-هومى

 (Dr. Detlef Meyer-Ohme)

übersetzt: Dr. Mir Hafizuddin Sadri